زنان بی‌پناه در جامعه بی‌رحم :   طلاق، اتفاقی كه این روزها در خانواده های ایرانی ...



تاثیر آرایش زنان در جامعه , نشست کار جنسی زنان، مواجهه با مسیله در ایران ، در انجمن جامعه‌شناسی ایران , جامعه زنان صنعت هوانوردی ایران

 

طلاق، اتفاقی كه این روزها در خانواده های ایرانی ، بیش از قبل اتفاق می افتد و مهر طلاق بیشتر ازقبل در شناسنامه ها خشك می شود.آمارها می گویند كه در 9 ماهه اول سال 93، بالغ بر 103302 طلاق در ایران ثبت شده و گفته های معاون سازمان بهزیستی دال بروقوع یک طلاق به ازای هر پنج ازدواج است.

اغلب زنان و مردانی كه به سمت طلاق می روند، گمان بر آن دارند كه طلاق، آخر راه است درحالی كه در آغاز راهی قرار می‌گیرند كه نوع بافت جامعه ایرانی آن را بسیار «پر تلاطم» می‌كند و این چالش های پرتلاطم برای زنان به مراتب بیشتر است. رها بودن زنان در جامعه، پس از آنكه حكم طلاق را گرفتند و اینكه نگاه هیچ حفاظ و برنامه ای برای زنان مطلقه در جامعه نیست، بستر ساز آسیب های بیشماری است که خیلی ها از آن غافلند. زنان پس از طلاق، از نگاه افراد خانواده گرفته تا كسب شغل و حقوق اجتماعی، با چالش های بسیاری مواجهند كه در این گزارش به بررسی بخش هایی از آن پرداخته ایم؛


  طلاق و بی پناهی زنان در جامعه
«فرشته» جوان 32 ساله ای كه چند ماهی بیشتر از طلاقش نمی گذرد، می گوید: پس از طلاق، به لحاظ اقتصادی با مشكلات بسیاری مواجه شده ام. البته خود من هم شاغل بودم اما بعد از به دنیا آمدن بچه ها كه دو قلو بودند كارم را كنار گذاشتم. چند وقت پیش متوجه شدم همسرم یك زن صیغه ای دارد.

 

نه جایی برای رفتن داشتم نه منبع درآمدی. جدا شدم و حالا خانواده‌ام مخارج من و بچه هایم را تامین می كنند هر چند آنها هم در مضیغه هستند. «حمیده» دختری كه در 17 سالگی تن به ازدواج داده از روزهای پس از طلاق خود چنین می گوید: ما در شهرستان زندگی می كردیم. یك دختر 11 ساله دارم كه با پدرش زندگی می كند. من به تهران آمدم. این جا خانه اجاره كرده ام و كار می كنم. هیچ كدام از دوستانم در تهران نمی دانند كه من طلاق گرفته ام حتی نمی دانند كه پیش از این ازدواج كرده بودم.

 

فكر می كنم اگر این موضوع را مطرح كنم برخورد خوبی چه در محل كار و چه در مواجهه با دوستانم با من نشود.«مینا» 33 ساله نیز از نگاه‌های جامعه به خصوص دوستان و اعضای فامیل به او پس از طلاقش گلایه بسیار دارد: همه من را به چشم زنی... نگاه می كنند و همین باعث شده تا‌ بعد از طلاق خیلی عصبی و پرخاشگر شوم. روابطم با دوستانم محدود شده است و افسردگی روحی زیادی هم گرفته ام. نمی دانم چطور باید نگاه‌های تحقیر آمیز و معنا دار اطرافیان را تحمل كنم.

 

«معصومه» نیز شرایطی مشابه مینا دارد و به شكلی دیگر حرف های او را از روزهای سخت پس از طلاق و بی پناهی در جامعه تایید می كند: «احساس می كنم برخی  مردان فامیل نسبت به زن مطلقه نگاه دیگری دارند. این در مورد جامعه‌ای كه در آن زندگی می كنیم هم صادق است. می توانم بگویم كه بعد از طلاق روابطم محدود شده است؛‌ چند وقت پیش به مهمانی یكی از اقوام رفتم. خانم خانه از كنار همسرش تكان نمی خورد و لحظه ای مرا با او تنها نمی گذاشت. از رفتار او خیلی ناراحت شدم. گمان نمی كنم دیگر ببینم‌شان.... 


  آسیب های زنان مطلقه سامان می خواهد
آسیب شناسان اجتماعی معتقدند طلاق بیش از آن كه برای مردان آسیب زا باشد زنان را در معرض آسیب های ریز و درشت اجتماعی قرار می دهد.

 

اینكه زنان ایرانی پس از طلاق، پناهی در میان جامعه ندارند و باید روزگار رها شده ای را برای زندگی بگذرانند، واقعیتی تلخ است كه مدعای آن از مشكلات زنان مطلقه برای یافتن كار آبرومند تا اجاره خانه و ارتباط با دوست و فامیل است. با وجود ثبت سالانه دهها هزار طلاق در ایران، هیچ نهاد یا ارگانی، برنامه ای برای سامان بخشیدن به‌مشكلات زنان پس از طلاق ندارند و این مهم از یك سو آسیب های زنان پس از طلاق را بیشتر كرده و از سوی دیگر، ترس از طلاق برای گروه دیگری از زنان و تن دادن به زندگی های اجباری را رقم زده است.

 

محمد مهدی زاهدی اصل، جامعه شناس در این باره در گفت وگو با «قانون» به وضعیت متفاوت زنان مطلقه در ایران نسبت به سایر كشورها اشاره می كند و می گوید: «زنان مطلقه در ایران، در برخی مناطق خیلی صریح و آشكار و در برخی مناطق در لفافه مورد مذمت و نكوهش قرار می گیرند؛ به طور كلی بخش قابل توجهی از جامعه ما طلاق را برای زنان امری مذموم می دانند. در پدیده طلاق در ایران در حق زنان اجحاف می شود؛ مثل این كه تنها زنان مقصرند. هیچ كس مردان را مذمت نمی‌كند؛ چنین باوری در جامعه ما زمینه ای می شود كه نظرها و نگاه‌ها به زنان مطلقه مثبت نباشد.»

 

او می گوید: متاسفانه برخی مردان چشمشان به دنبال زنانی است كه طلاق گرفته اند. آنها فكر می كنند زنان مطلقه فرصت مناسبی برای ایجاد ارتباط هستند. به نظر می رسد رفتارهایی كه با زنان مطلقه صورت می گیرد نه منصفانه است و نه صحیح و منطقی. زاهدی اصل معتقد است: «برای آگاهی بخشی به مردم جامعه باید برنامه‌ریزی كرد: بخش عمده‌ای از این آگاهی بخشی می‌تواند  توسط رسانه ها به ویژه رسانه فراگیری مثل صداوسیما انجام بگیرد چرا كه وضعیت زنان مطلقه هم بخشی از مجموعه وضعیت هایی است كه در جامعه ما ممكن است وجود داشته باشد چه بسا گاهی ادامه زندگی آسیب جدی تری به فرد وارد كند.

 

چنین رفتارهایی با زنان مطلقه آن هم در جامعه ما كه می خواهد نمونه و الگویی در جهان اسلام باشد با اعتقادات و عقاید ما در تعارض است. اما گاه فشارهایی كه به زنان مطلقه وارد می شود می تواند سبب تغییر رفتارهای آنها شده  و برخی عادات و رفتارها را در آنها نهادینه كند.» زاهدی اصل می گوید: به گفته علامه طباطبایی، انسان مدنی بالفطره است یعنی انسان بدون اشتباه انسان نیست. انسان محتاج روابط اجتماعی است و به طور كلی زندگی اش در ارتباط با دیگران معنا پیدا می‌كند. اگر فرد از این روابط دور شود سلامت روح و روان او در معرض خطر قرار می گیرد. انزوا می تواند بر هم زننده تعادل روحی، روانی و رفتاری فرد باشد و بعضا رفتارهای نه چندان مطلوبی از فرد سر بزند؛ رفتارهایی نظیر خودكشی.


  طلاق، مجموعه ای از ازدست دادن ها
 بحث های متفاوتی كه پیرامون زنان مطلقه شكل می گیرد این مهم را مطرح می كند كه چه شرایطی باید فراهم شود كه زنان مطلقه دچار آسیب های جدی نشوند؟ فرید براتی سده، روانشناس در این باره می گوید: با رخ دادن طلاق، جمع از هم پاشیده می شود؛ طلاق تنها یك از دست دادن نیست؛ مجموعه ای از از دست دادن‌هاست كه مهم ترین آن واحد خانواده است. اما چه باید كرد كه طلاق آسیب های كمتری را در پی داشته باشد و هرچند طلاق به نفسه خوب نیست اما با یك طلاق خوب مواجه باشیم؟ براتی سده می‌گوید: «در كشورهای پیشرفته برای افراد مطلقه كلاس های آموزشی برگزار می كنند كه زندگی سالمی بعد از طلاق داشته باشند.

 

برای نمونه افراد مطلقه به تلافی یا از روی كینه به سرعت پس از طلاق ازدواج نكنند؛ آنها باید دوره‌ای حداقل 6ماهه را طی كنند تا با شرایط جدید سازگار شوند. چنین برنامه هایی در كشورهای پیشرفته هم برای زنان و هم مردان برگزار می‌شود اما توجه به این مسئله در جامعه ما برای زنان مهم‌تر است؛ میزان استرس و فشارزا بودن طلاق در جامعه ما برای زنان بیشتر از «مردان مطلقه» است‌؛‌ واژه ای كه بسیار كم در جامعه ما استفاده می شود. در جامعه ما زنان پس از طلاق تكیه گاه اقتصادی، عاطفی و اجتماعی خود را از دست می‌دهند به‌همین دلیل هم ممكن است اولین گزینه را برای ازدواج بپذیرند.

 

البته در كشور ما نهادهایی نظیر كمیته امداد و بهزیستی مشكلات اقتصادی زنان مطلقه را _ آن هم در حد بسیار اندكی_ پوشش می دهند». براتی سده كه در سال های 86 تا 88 مدیر كل دفتر زنان سرپرست خانوار بهزیستی بوده است،‌ می گوید: زنان ما متاسفانه هیچ گونه آموزشی برای زندگی پس از طلاق نمی بینند.در ایران به جای آموزش زندگی سالم پس از طلاق، به تقلید از برخی جوامع پیشرفته هنگام خاتمه یك زندگی جشن طلاق برگزار می‌شود؛ زن و مرد در جشنی كه تدارك می بینند از هم خداحافظی می‌كنند.

 

براتی سده می گوید: اگر معتقدیم خانواده خوب است برای نابودی آن نباید جشن گرفت. او معتقد است یكی از رفتارهای صحیح پس از طلاق اعلام آن است. اعلام طلاق به معنای برگزاری جشن طلاق نیست كه در یكی دو سال اخیر در كشور ما باب شده است؛ اعلام طلاق به این معناست كه طرفین جدا شدن خود را كتمان نكنند و از این طریق انواع فشارهای وارده به خود را كمتر كنند...
 
اخباراجتماعی  -  قانون


ویدیو : زنان بی‌پناه در جامعه بی‌رحم