فرهنگ غذا

فرهنگ شهرنشینی - اجتماعی


فرهنگ شهرنشینی - اجتماعی      رشد شهرنشيني و صنعتي شدن ، جوامع شهري و فرهنگ جامعه را به سرعت از اعتقادها و آداب و سنن دور کرد و تمايل به زندگي امروزي و استفاده از رفاه و ارزش هاي مادي به نوعي ارزش اجتماعي تبديل شد به گونه اي که رشد تجملات و تزئينات در سيماي شهر و خانه ها از هميشه نمايان تر شد و جامعه ها را از پايبندي به يکديگر و مناسبات خانوادگي و خويشاوندي دور کرد. در جوامع سنتي و روابط اجتماعي به هم پيوسته بود و باورهاي مشترک و مشخصي وجود داشت و افراد همديگر را مي شناختند و اعتماد ميان افراد بيشتر بود و روابط اجتماعي بر اساس آشنايي هاي درازمدت و دوستي و مناسبات فاميلي و خانوادگي استوار و پايدار بود. ولي جوامع بزرگ شهري امروز به خاطر وجود شرايطي خاص، فرصتي براي شناختن افراد نگذاشته است. افراد به جاي خانه و محيط زندگي در محيط کار با افراد بسياري روابط برقرار مي کنند و اما به دليل شغل هاي متفاوت و موقعيت اجتماعي افراد و روابط با روابط سنتي متفاوت است که در اين ارتباط بيشتر به جاي وجود علايق و احساسات، غلبه با موقعيت اجتماعي افراد است. در شهرهاي بزرگ تحرک اجتماعي و تغيير پايگاه طبقاتي به راحتي صورت مي گيرد و ضمن آنکه نامتجانس بودن فرهنگ شهري بيشتر مواقع، سازمان شکني اجتماعي و تغيير ساختار سنتي را به همراه دارد. اين موضوع بيشتر ناشي از تراکم بالاي جمعيت و وجود فرهنگ هاي گوناگون و رنگ باختن برخي از آن ها و اختلاط با هويت شهري و گسترش منطقه هاي حاشيه نشين و در ... فرهنگ غذا

فرهنگ لغت طنز ايراني


فرهنگ لغت طنز ايراني    ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد   ازدواج : قمار زندگي است و در قمار برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند   الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را   اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميدان ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد تازه اش دارد رفتار كند   زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال   بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند   بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر   چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند   خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود   خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت   دست : عضوي كه در سينما نزد بند نمي شود   دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود   رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است   سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست   سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد تازه تري پيدا كرد   سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود   سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود   مرد مجرد : كسي ...

صدای علامه دهخدا از رادیو فرهنگ


صدای علامه دهخدا از رادیو فرهنگ    صدای زنده‌یاد علامه دهخدا همزمان با سالگرد درگذشتش از شبكه رادیویی فرهنگ پخش می‌شود.صدای علامه دهخدا جمعه ۷ اسفند در سالروز درگذشت وی برای اولین بار از طریق شبكه رادیویی فرهنگ و برنامه در «قلمرو تاریخ» پخش می‌شود. صدای علامه علی اكبر دهخدا به مدت ۸ دقیقه پس از سال‌ها در آرشیو شخصی دكتر حسن رهاورد نخستین دستیار رسمی علامه دهخدا در نگارش لغتنامه بزرگ یافت شده و ایشان به مركز اسناد مجلس شورای اسلامی هدیه كردند. این برنامه روز جمعه ۷ اسفند از ساعت۱۳ تا ۱۴روی موج اف.ام ردیف ۷ / ۱۰۶ پخش می‌شود.

فرهنگ و آداب و رسوم ایل قـشقـایی


فرهنگ و آداب و رسوم ایل قـشقـایی    قشقائی یکی از دو ایل بزرگ و کهن ایران زمین است (ایل بزرگ دیگر بختیاری است.) بـیشتر ایل قـشـقایی در استان فارس ساکن هستـند. بسیاری از آنها هنوز بصورت سیار در فصول مخـتـلف سال از یـیلاق به قـشلاق کوچ می کنند. قـشقایی‌ها همچـون بسیاری دیگر از اقلیتهای نـژادی، ترک تبار هستـند. اینان قومی دلیرند که شکست دادن و تسلیم کردنشان کاریست بسیار مشکل. یكی از مناطق مهم عشایری ایران, استان فارس می‌باشد و بزرگترین ایل ایران (ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به كوچ روی ادامه می‌دهند. علاوه بر ایل قشقایی ایل خمسه و ایل محسنی و همچنین طوایف كوچكتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می‌دهند.ایل قشقائى یکى از ایلات مهم ترک زبان ایران است. مرکز اصلى این ایل فارس است. قشقائى‌ها در دوره‌هاى مختلف به‌تدریج به این سرزمین کوچیده و در آن ساکن شده‌اند. عشایر ترک‌زبان در سراسر ایران پراکنده هستند. استقرار ایلات ترک در مناطق گوناگون ایران در دوران سلجوقیان، مغولان، تیموریان و صفویه شدت یافته است. پاره‌اى از مورخان مسکن اصلى ایل قشقائى را آذربایجان و تبریز مى‌دانند, ترانه‌هاى فولکوریک قشقائى‌ها هم این نظر را تأئید مى‌کند.قشقائی‌ها شیعه جعفری هستند و به آداب و رسوم خود علاقه‌مندند. شاید بیش از پنج درصد آنان نماز نخوانند، یا اصلاً نماز را ندانند ولی به عرف و عادات خود سخت معتقدند. زبان قشقائی‌ها ترکی قشقائی آمیخته به فارسی است و همه آنها فارسی را خوب می‌دانند و به ...

ویدیو مرتبط

فرهنگ بوق ها


فرهنگ بوق ها        بوق زدن های بیجا تنها گوشه ای از فرهنگ نادرست رانندگی در جامعه ماست. بخشی از ذهنیت افراد جامعه درباره شهرها و سکونت شهری با همین صدای بوق های مزاحم پیوند خورده است و حداقل درباره پایتخت می توان گفت بدون صدای همهمه بوق های ممتد و مقطعی چیزی کم دارد! برخلاف نارسایی های فرهنگی جورواجور که در اغلب حوزه ها سکونت شهری را برای افراد دشوار می سازد بوق ها در قاموس رانندگی ایرانیان از فرهنگی غنی، پویا و خلاق برخوردارند که به تناسب زمان و شرایط پیش می رود و هیچ قانون و اخلاقی حریفش نیست. آنچه در این میان کمتر به آن توجه می شود معنای بوق هاست. هر شهروندی از صبح که چشم باز می کند تا شب هنگام که در رویای آرامشی دیده بر هم می گذارد صدها و شاید هم هزاران صدای بوق را می شنود بی آن که بداند هر کدام از آنها معنایی دارند. احتیاط و هشدار فلسفه وجودی بوق در خودروهاست، اما در فرهنگ غنی بوق در مرامنامه رانندگی، بوق های معنادار دیگری هم ابداع شده و به کار می رود که بخشی از آنها به شرح زیرند. اگرچه هر خواننده خوش ذوقی می تواند قلم به دست بگیرد و بر تعداد و تنوع بوق های مرسوم و قابل شناسایی در فرهنگ رانندگی، بیفزاید.   ۱) بوق سبقت: برای اعلام اراده راننده عقبی برای جلو زدن به کار می رود و اغلب به شکلی نواخته می شود که یعنی برو کنار، حوصله ام را سر بردی!   ۲) بوق مسافرکشی: یعنی کجا می روی؟ مقصدت کجاست؟ اصلا تاکسی می خواهی؟   ۳) بوق سلام: ویژه رانندگانی ...

فرهنگ آپارتمان نشینی و مشکلات آن


فرهنگ آپارتمان نشینی و مشکلات آن        رشدجمعیت شهری و گذر زمان در چند دهه گذشته عاملی بود تا تغییرات بنیادی و اساسی در نحوه و شکل زندگی مردم به وجود آید؛ تغییراتی که گاه از سر شوق و اشتیاق بود. این تغییرات به مرور زمان در شرایطی وارد جامعه می شود که جایگزین شدن ماشین به جای درشکه استفاده از تلفن همراه به جای باجه های تلفن و بسیاری از وسایل مدرن امروزی برای نسل ها و دهه های گذشته حتی فکر کردن و در تخیل آوردنش هم کار بسیار سختی بود. از سوی دیگر تغییراتی نیز از سر اجبار و نیاز درجامعه به وجود آمد که دیگر چاره ای برای رفع آن وجود نداشت و باید به آن تن داده می شد. خارج شدن خانه ها از فضایی که وسعت آن امروزه برای نسل جدید کمتر در تخیل می گنجد وتبدیل شدن آنها به خانه هایی در ابعاد کوچک تر، به گونه ای که هر خانه روی خانه ای دیگر بنا شده، مدلی از زندگی را در خانه هایی به نام آپارتمان به وجود آورده است. مدلی که زندگی در آن خلاف زندگی درخانه های حیاط دار و بزرگ تابع قواعد و قانون خاص خودش است.     ● قانون در کنار آپارتمان نشینی آپارتمان ها بنا به تعریف، واحدهایی از یک مجموعه ساختمانی هستند که در عرصه واحد، از یک پلاک ثبتی خاص با واحدهای مستقل با سند تفکیکی خاص و مجزا بنا شده اند. با توجه به شروع ساخت و ساز مجتمع های آپارتمانی از دهه 40 که تعداد آنها ازتعداد انگشتان دست فراتر نمی رفت، قانون تملک آپارتمان ها در سال 1343 به تصویب رسید و آیین نامه اجرایی آن نیز چهار سال بعد یعنی ...

آداب معاشرت در فرهنگ روستا


آداب معاشرت در فرهنگ روستا          سلام کردن عادت مردم فهیم و ساده روستا این است که هر فرد کوچک تر باید بر فردی که از لحاظ سن و سال از او بزرگ تر است، سلام کند، مگر در مورد افراد روحانی معمم که در این مورد وقتی شخصی روحانی باشد بهتر آن می دانند که دیگران بر او سلام کنند. هر چند که از حیث سن و سال از وی بزرگ تر باشند، اگر آن ها همدیگر را نشناسند عادت و رسم آن ها این است که بر روحانی و معمم باید سلام کرد. به خاطر علم، سواد، آگاهی و دانش و لباس مقدسی که پوشیده است. می گویند زنان، هر چند هم که مسن باشند بر مردی که نوجوانی را پشت سر گذاشته باید سلام کنند مگر در مورد کودکان و نوجوانان کم سن و سال که آنان بر زنان پیر باید سلام کنند. دیگر این که مردم روستا هنوز هم عادت دارند به محض این که از در وارد شدند بر حاضران سلام کنند و این سنت از لحاظ تربیتی و خانوادگی رواج کامل دارد تا جایی که ممکن است اگر میهمانی یا بزرگ تری چند بار به داخل حیاط رفت و برگشت، هر بار بر او سلام می کنند هر چند فاصله زمانی اندک باشد.     دست بوسی اگر فردی از راه دوری آمده و مدتی است طرفین همدیگر را ندیده اند مانند این که شخصی از زیارت آمده یا در جای دیگری زندگی می کند وقتی یکدیگر را ملاقات کردند، اگر آن شخص پدربزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر، عمو یا عمه یا دایی یا این که برادر بزرگ باشد دست او را می بوسند و آن شخص هم متقابلا صورت و پیشانی طرف را می بوسد. همچنین در آداب معاشرت روستاییان است که وقتی ...

زن در فرهنگ ژاپن


زن در فرهنگ ژاپن    زن ژاپنی، روبات شبانه روزیزنان ژاپنی با توجه به انواع مشغله‌هایی كه در خانه دارند، كار خویش را در بیرون از منزل، از ساعت نه صبح آغاز می‌كنند و تا پنج بعد از ظهر ادامه می‌دهند.در كشور صنعتی ژاپن، بیشترین بار زندگی خانوادگی و اجتماعی بر دوش زنان است. آنان در كمال صبر و بردباری با توجه به مشكلات جامعه صنعتی درصدد رفع مشكلات خانواده و از طرفی، تهیه نیازمندی‌های آن هستند تا آسایش را برای همسر و فرزندان خویش فراهم سازند.آن چه دشواری را برای زنان ژاپنی دو چندان می‌كند، حضور اجتماعی ایشان است و این كه پا به پای مردان، در امور جاری جامعه همكاری تنگاتنگ دارند؛ آن‌ها هم باید رضایت همسر و فرزندان و هم كارفرما را تأمین كنند؛ و این بسیار مشكل و طاقت فرساست؛ زیرا زندگی در دنیای صنعت، فرهنگ خاص خود را دارد كه هرگز با بافت زندگی سنتی ژاپنی‌ها تلفیق نخواهد شد.تهیه صبحانه گرم و به صورت هر روز برای تمام افراد خانواده، از مواردی است كه زنان ژاپنی را وا می‌دارد تا هر روز پنج صبح، پیش از همگان از خواب برخیزند و بعد از تهیه صبحانه، فرزندان خویش را راهی مدرسه كنند. سپس همسر خود را با ناهار از قبل تهیه شده، راهی محل كار سازند.بعد از راهی شدن همسر و فرزندان، زن خانواده باید رختخواب‌های آنان را كه روی تاتامی‌ها پهن شده جمع آوری كند و در كمدهای كشویی كه در دیوار جاسازی شده اند قرار دهد (تاتامی: نوعی كفپوش).پس از مرتب كردن خانه، تازه زنان خود را برای كار در ...

بازتاب افکار ایرانیان در فرهنگ عامه


بازتاب افکار ایرانیان در فرهنگ عامه      فولکلور مجموعه آداب و رسوم یک جامعه است      بی گمان در هر کشوری و در هر جامعه ای، فرهنگی نانوشته وجود دارد که از اجزای ضروری آن جامعه به شمار می رود. این فرهنگ غیرمکتوب که به صورت شفاهی و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود، فولکلور یا فرهنگ عامه نامیده می شود. فولکلور مرکب از دو کلمه است: Folk به معنی مردم، قوم و خویش، گروه و ملت و Lore به معنی معرفت و اندیشه؛ بنابراین واژه فولکلور را می توان به فرهنگ و دانش عامه یا باورها، آداب و رسوم و افسانه های مردم بومی یک منطقه تعبیر نمود. فرهنگ عامه، ماترک معنوی گذشتگان و بیانگر فراز و فرود زندگانی، عشق ها و ناکامی ها، نفرت ها و علاقه ها، شادی ها و اندوه ها و دغدغه هایی است که به دلیل گریزان بودن مردم از قیود و قواعد نوشتاری و واهمه از ثبت نگرش ها در اقالیم ناامن سیاسی و اجتماعی همیشه از ثبت و ضبط و بایگانی رها بوده و به طور سینه به سینه در نسل های بعد استمرار یافته اند. بدون شک در هر ملتی بویژه در میان ملت ایران، فرهنگ و ادب هر ملت بیش از آنچه در منابع مکتوب و رساله ها ثبت شده باشد در سینه و ذهن مردم عامی جریان داشته و دارد. مصداق این سخن آنجاست که وقتی پای صحبت پیری دنیا دیده می نشینیم، گوهرهایی از حکایت ها، مثل ها و ترانه ها میهمانمان می کند، گوهرهایی بی بدیل که مبین دیدگاه های اجتماعی، اخلاقی، روانی و سیاسی زندگی نیاکان ماست. مثلا وقتی از زبان بزرگی می شنویم که در گذشته ...

پری در فرهنگ و ادبیات ایران


پری در فرهنگ و ادبیات ایران      پری قرن‏هاست که در ذهن و اندیشه ایرانیان زنده مانده است. از اوستا تا قصّه‏های عامیانه مادربزرگ‏ها، نام پری‏ بارها تکرار شده است. پری موجودی افسانه‏ای و بسیار زیبا و فریباست. در طیّ قرن‏ها، شخصیت او بارها دگرگون شده؛ گاه مظهر هر گونه پلیدی و بدخواهی است و گاه همچون فرشته، به گفته حافظ (متوفی: 792 ق.)، «از هر عیب بری است»؛ گاه همراه جادوان (= جادوگران) است و گاه با جن یکسان. نام پری در اوستا به صورت «Pairika» و در زبان پهلوی ذکر شده است.پریان در اوستا موجوداتی اهریمنی و نابکارند که از آنها در کنار «جادوان» یاد شده است. در کنار دریای «فراخکرت» به صورت ستارگان دنباله‏دار در میان زمین و آسمان می‏پرند و ستاره «تشتر» آنها را در هم می‏شکند. همچنان که «تشتر» در برابر «پری خشک‏سالی» نیز پایداری نموده و او را شکست داده است.«موش‏پری» یکی از پریانی است که نامش در اوستا آمده است و دیگری پری «خناثئیتی» است که گرشاسپ، پهلوان مشهور، با او ارتباط داشت. پری در زند وندیداد «دیوزن» معرفی شده است.در جایی از بندهش نیز به همین مفهوم به کار رفته و در جای دیگری از آن از جمله موجودات اهریمنی است که نامش در کنار نام «جادو» آمده است.از اوستا تا قصّه‏های عامیانه مادربزرگ‏ها، نام پری‏ بارها تکرار شده است. پری موجودی افسانه‏ای و بسیار زیبا و فریباست. در طیّ قرن‏ها، شخصیت او بارها دگرگون شده؛ در گزیده‏های زادسپرم از «پری سگ‏ پیکر» که در بیشه‏ای جای دارد، یاد ...