شله قلمکار

طرز تهیه آش شله قلمکار


طرز تهیه آش شله قلمکار        مواد لازم : برای 6 الی 8 نفر     گوشت 0/5 کیلو سبزی آش 1 کیلو عدس 1 استکان نخود نصف استکان لوبیا سفید نصف استکان برنج 2 استکان پیاز 2 عدد نمک به میزان کافی فلفل به میزان کافی زردچوبه به میزان کافی     طرز تهیه : حبوبات را از شب قبل خیس کنید . گوشت و پیاز را سرخ کرده و زردچوبه را به آن اضافه کنید و بگذارید خوب بپزد . سبزی را خرد کنید . وقتی گوشت نیم پز شد ، حبوبات را اضافه کنید . سبزی را پس پختن گوشت و حبوبات بریزید . مدت پخت آش طولانی وحرارت آن کم باشد ومدام هم بزنید که همه مواد کاملاٌ مخلوط شوند و جا بیفتند . نمک و فلفل را در آخر کار بیفزایید . روی آش را با پیاز داغ و نعنا داغ تزئین کنید .       شله قلمکار

چاپ قلمکار تجسمی زنده از فرهنگ ایران


چاپ قلمکار تجسمی زنده از فرهنگ ایران      چاپ پارچه تجسمی ‌زنده از فرهنگ و هنر این سرزمین دارد، مردمی‌ که با هنر به دنیا آمده‌اند و در کنار آن زندگی می‌کنند.تحقیقات نشان داده که صنایع‌دستی این مرز و بوم دارای تنوع و ظرافت‌های بسیار است که در پیچ و خم ظرافت‌های آن به دنبال یافتن ناشناخته‌های این هنر زیبا هستیم تا گوشه‌ای از تمدن ایران باستان را تداعی کنیم. چاپ پارچه و چاپ سنتیتولید طرح‌های رنگی و نقوش روی پارچه به وسیله باسمه یا قالب ظاهرا در سده چهارم بیش از مسیح در هند بوجود آمده است. در کارنامه‌های چینی نوشته شده است که پارچه‌های چاپی از سال 140 پیش از مسیح از هند به چین آورده شد. در زبــان فارسی واژه چیت به معنی پارچه های چاپی است و این واژه در اصل هندی است.کشفیاتی که در آثار باستانی مصر شده نشان می‌دهد که چیت تا سده چهاردهم به بازارهای آنجا وارد می‌شده است. در دوره ساسانیان چاپ روی پارچه در ایران یافت و روش‌های نوینی در تزیین پارچه‌های ابریشمی ‌وکتانی و ابریشمی ‌ابداع شد.چاپ عبارت است از رنگرزی در قسمت‌هایی از پارچه و فرق آن با رنگرزی این است که در رنگرزی تمام قسمت‌های پارچه همرنگ می‌شود ولی در چاپ می‌توان با استفاده از یک یا تعدادی رنگ روی روی زمینه سفید یا رنگ شده طرح دلخواه را بوجود آورد از حدود اوایل قرن هفتم هجری قمری و همزمان با هجوم مغول‌ها یه ایران راه یافتند و در گذشته اصفهان، شیراز ، بروجرد، همدان، رشت، کاشان، نخجوان، یزد، سمنان، گناباد، نجف آباد، روستاهای ...

ضرب المثل آش شله قلمکار است!


ضرب المثل آش شله قلمکار است!داستان ضرب المثل آش شله قلمکار است   کاربرد: هر کاری که بدون نظم و ترتیب انجام شود و آغاز و پایان آن معلوم نباشد، تشبیه می‌شود به: آش شله قلمکار. این مثل، نشان از هرج و مرج و ریخت و پاش آن کار دارد.   داستان: این مثل داستانی دارد؛ می‌گویند ناصرالدین شاه قاجار، نذر داشت که سالی یک روز- آن هم در فصل بهار- به شهرستانک یا سرخه حصار (از نواحی خوش آب و هوای اطراف تهران) برود؛ در این روز خاص، به دستور او، دوازده‌ دیگ آش بار می‌گذاشتند.   مواد این آش، شامل چهارده رأس گوسفند و مقدار زیادی حبوبات،سبزی‌ها و ادویه‌های مختلف بود. هنگام پختن این آش، نزدیکان شاه به اتفاق اهل خانواده خود، تلاش بسیاری می‌کردند که در تهیه مقدمات این آش نذری، از دیگران جلو بزنند و نهایت خدمت و ارادت خود را به این وسیله به شاه نشان دهند. مخارج و تدارکات تهیه آش و ریخت و پاش‌های مالی و جشن و سرور پخت این آش، معروف بوده است. اما مراسم پختن این آش، آنقدر شلوغ و بی‌نظم بوده که بعدها برای بی‌نظمی و شلختگی، ضرب‌المثل شده است.منبع:tebyan.net

ضرب المثل آش شله قلمکار


ضرب المثل آش شله قلمکار    هر کاری که بدون رعایت نظم و نسق انجام گیرد و آغاز و پایان آن معلوم نباشد ، به آش شله قلمکار تشبیه و تمثیل می شود . اصولا هر عمل و اقدامی که در ترکیب آن توجه نشود، قهرأ به صورت معجونی در می آید که کمتر از آش شله قلمکار نخواهد بود. اکنون ببینیم آش شله قلمکار چیست و از چه زمانی معمول و متداول گردیده است. ناصر الدین شاه قاجار بنابر نذری که داشت سالی یک روز، آن هم در فصل بهار ، به شهرستانک از ییلاقات شمال غرب تهران و بعدها به علت دوری راه به قریه سرخه حصار، واقع در شرق تهران می رفت. به فرمان او دوازده دیگ آشی بر بار می گذاشتند که از قطعات گوشت چهارده رأس گوسفند و غالب نباتات مأکول و انواع خوردنیها ترکیب می شد. کلیه اعیان و اشراف و رجال و شاهزادگان و زوجات شاه و وزرا در این آشپزان افتخار حضور داشتتند و مجتمعأ به کار طبخ و آشپزی می پرداختند. عده ای از معاریف و موجهین کشور به کار پاک کردن نخود و سبزی و لوبیا و ماش و عدس و برنج مشغول بودند. جمعی فلفل و زرد چوبه و نمک تهیه می کردند. نسوان و خواتین محترمه که در مواقع عادی و در خانه مسکونی خود دست به سیاه و سفید نمی زدند، در این محل دامن چادر به کمر زده در پای دیگ آشپزان برای روشن کردن آتش و طبخ آش کذایی از بر و دوش و سر و کول یکدیگر بالا می رفتند تا هر چه بیشتر مورد لطف و عنایت قرار گیرند. خلاصه هر کس به فرا خورشان و مقام خویش کاری انجام می داد تا آش مورد بحث حاضر و مهیا شود. چون این آش ...

ویدیو مرتبط

داستان «آش شله قلمکار» چه بود؟


داستان «آش شله قلمکار» چه بود؟در ادامه سلسله مطالب آشنایی با ریشه ضرب المثل ها،امروز با گذشته مثل معروف «آش شله قلمکار درست کردن» آشنا می شوید. باشگاه خبرنگاران: در ادامه سلسله مطالب آشنایی با ریشه ضرب المثل ها،امروز با گذشته مثل معروف «آش شله قلمکار درست کردن» آشنا می شوید.هر کاری که بدون رعایت نظم و نسق انجام گیرد و آغاز و پایان آن معلوم نباشد ، به آش شله قلمکار تشبیه و تمثیل می شود . اصولا هر عمل و اقدامی که در ترکیب آن توجه نشود، قهرأ به صورت معجونی در می آید که کمتر از آش شله قلمکار نخواهد بود.ریشه  ضرب المثل اکنون ببینیم آش شله قلمکار چیست و از چه زمانی معمول و متداول گردیده است.ناصر الدین شاه قاجار بنابر نذری که داشت سالی یک روز، آن هم در فصل بهار ، به شهرستانک از ییلاقات شمال غرب تهران و بعدها به علت دوری راه به قریه سرخه حصار، واقع در شرق تهران می رفت. به فرمان او دوازده دیگ آشی بر بار می گذاشتند که از قطعات گوشت چهارده رأس گوسفند و غالب نباتات مأکول و انواع خوردنیها ترکیب می شد.کلیه اعیان و اشراف و رجال و شاهزادگان و زوجات شاه و وزرا در این آشپزان افتخار حضور داشتتند و مجتمعأ به کار طبخ و آشپزی می پرداختند. عده ای از معاریف و موجهین کشور به کار پاک کردن نخود و سبزی و لوبیا و ماش و عدس و برنج مشغول بودند. جمعی فلفل و زرد چوبه و نمک تهیه می کردند. نسوان و خواتین محترمه که در مواقع عادی و در خانه مسکونی خود دست به سیاه و سفید نمی زدند، در این محل دامن ...