اشعار میلاد امام رضا (ع) -3 : اشعار تولد علی ابن موسی الرضا المرتضی(ع), اشعار ...



اشعار میلاد امام رضا , میلاد امام رضا , میلاد امام هادی

اشعار تولد علی ابن موسی الرضا المرتضی(ع), اشعار میلاد امام رضا

 

تجلّی خورشید ِ ولا مبارک باشد
ولادت حضرت ِ رضا مبارک باشد

نام سبحان،مدح سلطان،گشته ذکر عاشقانی که به عشقش مبتلایند
پیروان و بی قراران شاد و خوشحال از قدوم ِ یوسف زهرا رضایند
حضرت ِ نجمه گوهر آورده
بر بهشت جان کوثر آورده
یا رضا جانم...

 

سید و سَروَر آمد،جان پیمبر آمد
دسته گل ِ زیبای موسی بن جعفر آمد
حجت الله یبن زهرا تا قیامت دل به لطف و جود بی حدّ تو بستیم
ای ولیّ نعمت ما در طواف مرقد نورانی ات بودیم و هستیم
مضجع ِ پاکت،قبله ی دلها
نام زیبایت،حلّ مشکلها
یا رضا جانم...

 

عبد ِ فقیریم آقا،به تو اسیریم آقا
برات کربلا رو،ازت میگیریم آقا
از کرامت کن عنایت تا قیامت بر ولایت مبتلا باشیم رضا جان
در رَه ِ دین با محبّین اربعین امضا نما تا کربلا باشیم رضا جان
کن دعا حقّ ِ خیل ِ خوبانت
همسفر گردیم با شهیدانت
یا رضا جانم...

 

میلاد امام موسی کاظم , اشعار شهادت امام حسن عسکری , میلاد امام حسن مجتبی

مولودی میلاد امام رضا(ع)

 

 زمین را کرد باران، آب و جارو
که باید بهرِ مهمان آب و جارو


گلی آمد که هر صاحبدلی کرد
رهش با اشک و مژگان آب و جارو


چه خورشیدی که گرد بارگاهش
کند از جان، خراسان آب و جارو


رضا مهر خراسان، آنکه خاکش
مگر با دیده نتْوان آب و جارو


به کس خدّام خاص او نبخشند
در این درگاه، آسان آب و جارو


سحرگاهان به شوقش صحن نُو را
کند خورشید رخشان آب و جارو


سکندر خادم آیینۀ اوست
کند این پرده خاقان آب و جارو


مگر بیت الحرام اینجاست، کآنرا
فرشته کرده از جان آب و جارو


برای طائفان و عاکفانش
خدا داده است فرمان آب و جارو


اگر چون آهو آیم در حریمش
کنم با چشم گریان آب و جارو


کنم مژگان به مژگان، اشک بر اشک
ضریحش را هزاران آب و جارو


کبوترخانه‌اش پر آب و دانه
کنم، هم صحن و ایوان آب و جارو


به تعمیدِ قدمگاهش نمایم
نشابور و خراسان آب و جارو


شبی که اشک ریزم بر ضریحش
شبِ بختِ من است آن آب و جارو


خوشا فرّاش این درگه که سازد
سرای پاک یزدان آب و جارو


از او سجادۀ تقوی و دین پاک
از او محراب ایمان آب و جارو


اگر روشن شود از او دل من
کنم این بیت‌الاحزان آب و جارو

 

میلاد امام حسن , اشعار شهادت امام رضا , میلاد امام محمد باقر

شعر ولادت امام رضا, اشعار تولد امام رضا

 

پر ازتجلی نور است/تمام عرش معلا
نموده جلوه به عالم/امام هشتم دلها

پر ازشعف،شده از یُمن قدم با صفایش کلّ دلها
فدای آن،قدر و جاه و رُتبه و آن طلعت وحُسن دل آرا
گل پسرِ،حضرت موسی بن جعفر دیده بگشوده به دنیا
آیه ی رأفت/برای ما آمد
ضامن آهو/امام رضا آمد
لطف بی پایان/یا حضرت سلطان...

 

برای اهل دو عالم/نمای حُسن خدا شد
به اذن خالق یکتا/ولیّ نعمتِ ما شد
مبارک است،جشن میلاد امام عاشقان فرزند زهرا
حضرت عشق،جان ختم الانبیا،پور علی دلبند زهرا
کشیده پر،از جنان سوی مدینه طائر لبخند زهرا
نوگلی خشبو/رُکن الهدی آمد
ضامن ِآهو/امام رضا آمد
لطف بی پایان/یا حضرت سلطان...

 

مظهر یا حق و یا حَی/معنی یا حَی و یا هو
منم فقیر عطایت/به درگهت زده ام رو
ز رأفتت،راهیان ِ کوی عشقت را دعایی کن رضا جان
زندگی و راه و رسم ِ عاشقانت را خدایی کن رضا جان
این عرفه،از کرامت جمع ما راکربلایی کن رضا جان
آرزو دارم/گل وفا بویم
نزد شش گوشه/رضا رضاگویم
لطف بی پایان/یا حضرت سلطان...

 

اشعار شهادت امام حسن مجتبی , اشعار شهادت امام حسن , تبریک میلاد امام رضا

اشعار در مدح امام رضا (ع)

 

 ای آینه در آینه در آینه مرقد
بی واسطه خود شاهد و مشهودی و مشهد


موسای جهان را قدمت طور تجلّی
بلقیس فلک را حرمت صرح ممرّد


در دیدۀ یوسف شده‌ای حسن مبرهن
در چشم سلیمان شده‌ای ملک مخلّد


«گل کرد» شنیدند و بهار تو ندیدند
«آمد» همه گفتند و نگفتند «که آمد؟»


گفتم بنویسم که «رضا ...» پیشتر از من
آمد به تماشای تماشای تو «آمد»


عشق تواَم از پیشتر از پیشتر از پیش
شوق تو مرا بیشتر از بیشتر از حد


شرط است تولای تو آن شرطِ بلاقید
شرطی که خیالِ دو جهان کرده مقیّد


شرط است اطاعت ز تو ای آیت توحید
فرض است ولای تو همان فرض مؤکّد


ای کاملِ تاریخِ نبوت به ولایت!
عیسی به ظهور آمده در آل محمّد


دیروز بشارت دهِ احمد شده عیسی
میلاد تو امروز بشارت دهد احمد


ای واسطۀ خلق و خدا، ذاتِ ولایت
ای باطنِ احمد تو و ای ظاهرِ ایزد!


ای ظاهر باطن تو و ای باطن ظاهر
ای آینه در آینه مجموع مظاهر


بخشنده‌ترین چشمۀ رحمت به موارد!
رخشنده‌ترین صبح تجلّی به مصادر!


تو سبحۀ اسماء خداوندی و کامل
در نعت تو ما آمده لفظی همه قاصر


تو پاکتر، از معنی آیینه- نهانتر
من آمده در خرقۀ آلودۀ شاعر


تو حضرتی و حاضرِ محضی دل و جان را
من رنگ خیال غزلی رفته ز خاطر


تو راهبری گمشدگان دو جهان را
در شهر تو امروز منم گمشده عابر


با اینهمه مگذار منِ دست تهی را
تو حضرتِ سلطان و منِ خسته مسافر


با اینهمه محروم مکن آینه‌ام را
چون آهوی محبوسِ طلسماتِ ظواهر


نور تو قدیم است و تماشای تو ما راست
ای ساعت جانهای جهان را تو معاصر!


ای آینه در آینه در آینه باطن!
ای آینه در آینه در آینه ظاهر!

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر پادشا


ویدیو : اشعار میلاد امام رضا (ع) -3